جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون نديدندحقيقت ره افسانه زدند
سه ويژگي در هر که باشد ايمانش به کمال رسد : خرد، بردباري و دانش . [امام علي عليه السلام]

طبراني در کتاب المعجم الکبير و رافعي در کتاب مسند خود با سلسله سند متصل از ابن عباس آورده اند که پيامبراسلام فرموده اند:


" آن کس که مسرور مي شود و خواهان است همچون من زندگي کند و چون من بميرد و در بهشت جاويدان پروردگارم سکونت گزيند علي را پس از من دوست و ولي خود بداند, دوست علي را دوست بدارد, و پس از من به اهل بيتم اقتدا کند که آنها عترت منند و از طينت وجود من آفريده شده اند و از علم و فهم من بهره برده اند. واي بر آن افراد از امتم که فضل و برتري آنها را تکذيب کنند و اتصال بين من و آنها را قطع نمايند. خداوند شفاعت مرا نصيب آنها قرار ندهد."
(اين حديث علاوه بر کتابهاي فوق در کتابهاي
کنزالعمال ج 6 صفحه 217 حديث 3819 و کتاب  مسند احمد بن حنبل ص 449 و شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج2 ص 450 نيز امده است)


باوردي, اين جرير, ابن شاهين و ابن منده از طريق اسحاق از زياد بن مطرف نقل کرده اند که گفت: "شنيدم از رسول خدا که مي فرمود:" آن کس که دوست دارد همچون من زندگي کند و چون من بميرد و داخل بهشتي شود که پروردگارم به من وعده داده است علي و ذريه او را دوست بدارد چه اينکه آنها هرگز شما را از درب هدايت بيرون نمي کنند و هيچ گاه در وادي ضلالت داخل نخواهند کرد."


اين حديث همان حديث 2578 از کتاب کنزالعمال ج6 ص155 است و ابن حجر عسقلاني آن را به نحو اختصار در ترجمه زياد بن مطرف در قسمت اول کتاب الاصابه ذکر کرده و سپس اضافه کرده است که در سند آن يحيي بن يعلي محاربي است که ضعيف و غير قابل قبول است ولي اين از ابن حجر بسيار بعيد است چرا که يحيي بن يعلي به اجماع همه دانشمندان رجال اهل تسنن ثقه است و بخاري در روايات عمره حديبيه از او نقل حديث کرده و مسلم نيز در کتاب حدود از صحيح خود از او نقل کرده و ذهبي درکتاب ميزان الاعتدال موثق بودن او را مسلم مي داند.


و مانند اين حديث حديث زيد بن ارقم است که مي گويد پيامبر فرمود:"کسي که مي خواهد مانند من زندگي کند و همچون من بميرد و ساکن بهشت جاويدان پروردگارم گردد بايد علي بن ابيطالب را دوست داشته باشد, او هرگز شما را از هدايت خارج نمي کند و هيچ گاه در گمراهي داخل نخواهد کرد."


اين حديث را نيز حاکم نيشابوري در مستدرک ص 128  نقل کرده و گفته است که اين حديث از نظراسناد صحيح است ولي بخاري و مسلم آن را نقل نکرده اند


همچنين اين حديث در کتاب کنزالعمال  ج6 ص 155 حديث 2577 نيز آمده است.


والسلام علي من اتبع الهدي



 
ظ†ظˆظٹط³ظ†ط¯ظ‡: نوروز اميني |  دوشنبه 9 خرداد 1384  ساعت 6:7 عصر 

از جمله دلايلي که مسلمان را به سوي اهل بيت (ع) گسيل مي دارد و انسان مومن را مجبور مي سازد که در امور ديني به آنها رجوع کند اين گفته رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) است که مي فرمايد:


(الا ان مثل اهل بيتي فيکم مثل سفينه نوح من رکبها نجي و من تخلف عنها غرق.) ترجمه: آگاه باشيد قطعا مثل اهل بيت من در ميان شما همانند کشتي نوح است که هر که در آن سوار شد نجات مي يابد و هر که از آن روي گرداند غرق خواهد شد.) ( مستدرک حاکم نيشابوري ، جلد سوم ، ص 151)


و نيز فرموده است:


(تنها مثل اهل بيت من در ميان شما همچون کشتي نوح است، کسي که در آن سوار شد نجات يافت و آن کس که از آن تخلف ورزيد غرق گرديد و مثل اهل بيت من در ميان شما مثل باب حطه در بني اسرائيل است که هر کس در آن داخل شد آمرزيده شد.) (المعجم الاوسط طبراني و اربعين نبهاني، ص216)


و نيز فرموده است:


(النجوم امان اهل الارض من الغرق و اهل بيتي امان امتي من الاختلاف فاذا خالفتها قبيله من العرب اختلفوا فصاروا حزب ابليس.) ترجمه: ستارگان امان اهل زمين از غرق شدن هستند و اهل بيت من امان امتم از اختلاف هستند و هرگاه قبيله اي از عرب با اهل بيتم مخالفت کند پس جزو حزب ابليس خواهد شد.) (مستدرک حاکم نيشابوري، ج3، ص149)


اين حديث را بسياري از علماي اهل سنت از نه نفر از صحابه نقل کرده اند. (رجوع کنيد به: احقاق الحق، ج9، ص294)


اينها همه تنها بخشي ازمطالبي است که در مورد لزوم اطاعت از اهل بيت عليهم السلام و جلوگيري از مخالفت با آنها در دست ما وجود دارد و گمان نمي رود که در بين تمام زبانها عبارتي رساتر از اين عبارات در اين معني يافت شود.


 



 
ظ†ظˆظٹط³ظ†ط¯ظ‡: نوروز اميني |  جمعه 9 ارديبهشت 1384  ساعت 12:44 عصر 



  سلام دوستان
از اينکه مدت زيادي نتونستم خدمتتون برسم معذرت ميخوام حقيقتش يه مدتي بيمار بودم و بعدش هم تعطيلات بود و بعدش هم درس و مشق زياد بود خلاصه از حضورتون شرمنده شدم.
سال نو را خدمت همه شما عزيزانم تبريک عرض مي کنم  و اميدوارم که سال جديد براي همه شما عزيزان سال پر خير و برکتي باشد.
در ادامه مباحث گذشته رسيديم به بحث ادله لزوم پيروي از اهل بيت عليهم السلام و اکنون دنباله بحث را پي مي گيريم:


ادله لزوم پيروي از اهل بيت عليهم السلام(2)


مفهوم حديث اني تارک فيکم الثقلين کتاب الله و عترتي اين است که هر کس به اين دو متمسک نشود گمراه است و مويد اين مطلب اضافه ايست که اين حديث در نقل طبراني دارد که پيامبر فرمود:


فلا تقدموهما فتهلکوا و لا تقصروا عنهما فتهلکوا و لا تعلموهم فانهم اعلم منکم


پس از آنها پيشي مگيريد که هلاک مي شويد و از آنها پس نيفتيد که باز هم هلاک مي شويد و به آنها چيزي نياموزيد که آنها داناتر از شما هستند.


ابن حجر مي گويد: اين جمله پيامبر دليل اين است که هر کدام از اهل بيت خود بر ديگران در همه امور مقدم اند.


حال بايد به صفحه 135 الصواعق المحرقه مراجعه کرده و از ابن حجر پرسيد:


چرا ابوالحسن اشعري را در اصول دين و فقهاي مذاهب اربعه را در فروع دين بر عترت مقدم مي داري؟


چگونه عمران بن حطان و امثال او از خوارج را در حديث بر عترت مقدم مي داري؟


چگونه در تفسير مقاتل بن سليمان را که از مرجئه است و قائل به جسميت خداوند بر ائمه مقدم مي داري؟


چرا در علم اخلاق معروف و امثال او را جلوتر از ائمه مي داني؟


چگونه در خلافت پيامبر برادر و ولي او که سوره توبه را کسي غير از او نمي تواند ابلاغ کند بعد از ديگران مي شماري؟ و چگونه ديگران را بر او مقدم مي داري؟


کسي که از عترت روي گرداند و در تمام مراتب و وظايف ديني از مخالفان آنها تبعيت کند با احاديث ثقلين و دهها حديث مثل آن که همه به اعتراف علماي اهل تسنن صحيح هستند چه خواهد کرد؟


چنين فردي چگونه مي تواند بگويد که من به قرآن و عترت متمسک بودم و به حديث ثقلين عمل کردم در حالي که عترت را پشت سر انداخته است؟؟؟


و اين بحث ادامه دارد...


 




 
ظ†ظˆظٹط³ظ†ط¯ظ‡: نوروز اميني |  پنجشنبه 25 فروردين 1384  ساعت 5:5 عصر 

بِسمِ اللهِ الرُحمن الرَحيمِ


الحَمدُِللهِ رَبِ العالَمينِ


الصَلاهُ و السَلامُ علي سَيِدَنا و نَبِيِنا وَ حَبيبِ قلوبِنا وَ طَبيبِ نفوسِنا اَبالقاسِمِ المصطفَي مُحَمَد وَ عَليٰ اَهلِ بَيتِهِ الطَيِبينَ الطاهِرينَ المَعصومينَ لاسِيَما بَقِيَه اللهِ فِي الاَرَضينَ اَرواحُنا لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداءُ


قالَ اللهُ الحَکيمَ فِي کِتابِهِ الکَريمُ:


« فَبَشِر عِبادِ الَذِينَ يَستَمِعونَ القَولَ فَيَتَبِعونَ اَحسَنَهُ اُولئِکَ الَذِينَ هَداهُمُ اللهُ وَ اُولئِکَ هُم اُولُوالاَلبابُ»(زمر/18)


خداوند تبارک و تعالي مي فرمايد:


« پس به بندگان من بشارت بده ، آن بندگاني که سخنان را گوش مي کنند و از بهترين آن سخنان پيروي مي کنندايشان کساني هستند که خداوند آنها را هدايت کرده وآنها همان صاحبان خردند.»


مي خواهيم، گمشده اي را پيدا کنيم.


مي خواهيم، در پرتو دو چراغ عقل و نقل، دنبال گمشده بزرگ خود بگرديم.


مي خواهيم دنبال گمشده اي بگرديم که ساليان دراز هر کس نشانه اي از آن به همگان داده است ،اما واصلان به آن گمشده، گروهي اندک بيش نبوده اند.


مي خواهيم، دنبال حقيقتي برويم که از فرط هويدا بودنش از ديده ها پنهان مانده است.


آري! مي خواهيم نور حقيقت را رديابي کنيم و خود را به سرچشمه حقيقت متصل سازيم.


و نيک مي دانيم که راه رسيدن به اين حقيقت در طول 1400 سال به گونه اي با خس و خار توام شده است، که پيمودن آن عزمي بزرگ مي طلبد و همتي بس بلند.


اما اين حقيقتي که دنبالش مي گرديم، چيست؟


وآن گمشده بزرگي که از آن حرف مي زنيم چيست؟


اين گمشده اي که ما دنبال آن به جستجو برخاسته ايم، همان چيزي است که ساليان دراز فکر تمامي انديشمندان جهان اسلام را به خود مشغول داشته و هر کدام به فراخور دانش، بينش، بصيرت، حلم و تقواي خود به پرتوي از آن دست يافته يا در کوره راههاي جهل و سرگرداني از آن به دور مانده اند.


مساله جانشيني پيامبر خدا بزرگترين مساله اي است که بيشترين شکاف را درطول تاريخ در  جهان اسلام ميان مسلمانان بوجود آورده و هرقومي دنبال شخصي راه افتاده و کوس جدايي  را نواخته و خود را فرقه ناجيه ( گروه نجات يافته) ناميده اند.


جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه        چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند.


راستي در ميان اينهمه آرا و افکارو عقايد، صحيح ترين عقيده که بتوان با ضرس قاطع آنرا پذيرفت و بدان دل بست، کدام است؟


آن فرقه ناجيه اي که هر کس خود را بدان منتسب مي کند، چه مشخصات وعقايدي دارد؟


ما در اين مجموعه سعي داريم تا با محکمترين و استوارترين دلايل، حقيقت را از لابلاي سطور تاريخ بيرون کشيده و در اختيار وجدانهاي آگاه و بيدار قرار دهيم، تا خود به قضاوت نشسته و حق را از باطل، و راست را از دروغ، تشخيص داده و به مصداق آيه شريفه مذکور از ميان تمامي آراء و اقوال، بهترين آنها را برگزيده و از آن پيروي نمايند.


اميد که تمامي وجدانهاي آگاه و بيدارما را در اين راه بس دراز و طاقت فرسا، ياري فرمايند.


حق يارتان باد.


 



 
ظ†ظˆظٹط³ظ†ط¯ظ‡: نوروز اميني |  چهارشنبه 2 دي 1383  ساعت 5:8 عصر 

    ظ„ظٹط³طھ ظƒظ„ ظٹط§ط¯ط¯ط§ط´طھ ظ‡ط§ظٹ ط§ظٹظ† ظˆط¨ظ„ط§ع¯
[9/3/1384- 6:7 ع] حديثي در فضيلت امام علي عليه السلام و اهل بيت
[9/2/1384- 12:44 ع] ادله لزوم پيروي از اهل بيت (3)
[25/1/1384- 5:5 ع] ادله لزوم پيروي از اهل بيت(2)
[2/10/1383- 5:8 ع] گمشده اي بنام حقيقت
[آرشيو شده ها]